دانشگاه آزاد گلبهار - مطالب من هستم!
چاله چوله! | من هستم! ,

فکر کنم تو دانشگاه دارن چاه نفت میزنن!!!

آخه یه سری اومدن کندن و دوباره درستش کردن  (اکتشاف)!

حالا هم که بنزین سهمیه ای ! شده

 اومدن سرچاه هارو باز کنند و ----- بزنن؟؟؟!!!

شاید هم بخوان با کارت دانشجویی بنزین بدن!!

گفتم کارت دانشجویی داغم تازه شد!!

الآن ۴ ترم از روزی که برای کارتهای p.v.c  عکس دادم میگذره!!
اما معلوم نیست این کارت من کجا گم شده!!!

شایدم نگه داشتن تا باهاش برن بنزین بگیرن!!SmileySmileySmiley


نوشته شده توسط آرماگدون در سه شنبه 19 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ
عجب ۱۸ تیر خفنی!! | من هستم! ,
امروز هجده تیر است ودر همین راستا یا در راستای دیگر تصمیم بر آن شد که نوشته امروز را به این موضوع اختصاص دهیم:
 
امروز در دانشگاه گلبهار:
 
همزمان با افزایش فشار بر روی دانشجویان گلبهار امروز که 18 تیر بود فشار بیشتر شد:
1) باز هم 1ساعت در اتوبوس ایستادیم.
2) دم در به طریقه نگاه آدم هم  گیر می دادن.
3) باز هم هیچ کس سر کارش حاضر نبود و باید 3 ساعت دنبالش می گشتیم.
4) و مشکلات رایج همیشگی...
5)...
6)...
(n+1
 
 
در همین موضوع  سووالات زیر مطرح و گزینه های زیرتر در نظر گرفته شد:
سوال اول: منظور از 18 تیر در دانشگاه گلبهار چیست؟
1) روزی است که امتحانات تمام شده.
2) روزی است که در گلبهار هوا گرم است.
3) چنین روزی در گلبهار وجود خارجی ندارد.
4) در چنین روزی دانشجویان به دنبال جنبش دانشجویی بودند.( اما نه در گلبهار )
سوال دوم: دکتر در این روز دست به چه اقدامی  زد؟
1) در دم در توسط آن دو نفر، از دانشویان باز پرسی کنند.که چرا آمدید و به کجا میروید....
2)طبق روال عادی برنامه ، پرسنل دانشگاه جواب ارباب الرجوع را ندهند.
3)اصلا دانشجویان گلبهار مگر دانشجوین که اقدامی انجام شود.
4)هیچ یک از موارد.
سوال سوم: فاعل جمله « در دانشگاه گیر می دهند » چه کسی است؟
1) آن دو نفر دم در
2) کمیته انضباطی
3) دفتر قرهنگ
4) دیگر دستگاه های دانشگاه
سوال چهارم : در دانشگاهی که بخاطر راحتی خودشان هر بلایی که می خواهند سرمان در می آورند چه باید کرد؟
1) هیچ کار نکنیم.
 2) آرزو کنیم هر چه زودتر گلبهار را ترک کنیم.
پ ن: با این وضع نمره دادن استادها و گونه امتحان گرفتن آنها این آرزو محال است. ( مثلا آقای رب که میگوید تستی بعد تشریحی امتحان میگیرند)
3) دانشجویان وقتی به دانشگاه میرسند از فرط خستگی فکری به ذهنشان نمیرسد که کاری بکنند.
4) کاری هم انجام شود مسولان این دانشگاه آنقدر خیره هستند که اصلا تحویل نمی گیرند.
سوال پنجم: اگر داشجویی کار بزرگی انجام دهد چه حالاتی ممکن است برایش پیش بیاید؟
1) تمام دانشگاه بسیج میشود تا آن شخص مشخص شود که کیست ؟ و چرا چنین کار بدی انجام داده؟
2) باید به کمیته انضباطی مراجعه کند.
3) دکتر از دستش ناراحت می شوند. خلاصه خطر داره حسن.
4) از دانشگاه اخراج می شود.
 
 
بقیه سوالات به دلیل مشکلات مربوط به مسائل سیاسی حذف شد.
خلاصه مسئولان دانشگاه ، دانشگاه رو با دبیرستان پسرانه اشتباه گرفتند وما این نکته را به اونها یاد آوری میکنیم و خواهیم کرد که اینجا دانشگاه است و نه هیچ .؟. گاه دیگر

با ابن نوشته مارو هم آورده زیر پرانتز!!
اما من پایه خرابی هستم ! نه؟؟
یه ۴ جوابی هم من باید طرح کنم!!
کجای این مقاله منظورش من بودم؟؟؟
هرکی گفت .........!

نوشته شده توسط شوبیر در دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ
یکم تکون بخورید!~~~! | من هستم! ,

تو این دوران که سرعت حرف اول رو میزنه!! چرا ما لاک پشتی راه میریم؟؟؟

میگین واسه چی میگم؟؟

تازه امتحانامون تموم شده و خیالمون از یک ساعت ایستادن تو اتوبوسها راحت شده بود! که حالا باید هر روز برای اطلاع از نمرات درخشانمون!!!!

که معلوم نیست اعلام شده باشه یا نه باید بریم گلبهار!!

چرا حداقل مثل این موسسه های درپیت که تازه باز شدن نمره هارو تو سایت باسرعت هرچه تمام تر نمیذارن!!!!!!!!!

باید ببینیم عمر ما برای دیدن پیشرفتها کفاف میده یا نه!!؟!!


نوشته شده توسط آرماگدون در یکشنبه 17 تیر 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ
بدو با شلنگ بخور زمین!! | من هستم! ,

شوبیر:

واقعا چه مسئولان و اساتید فداکاری در دانشگاه داشتیم و نمی دانستیم، خاک بر سرمان که این قدر قدرناشناس هستیم. امروز دانشگاه یک پارچه سر شار از شور و شوق و شادمانی شد، بالاخره معلوم شد این شیلنگی

که یکسره تو وسط حیاطه دانشگاهه به چه دردی میخورره ؛ آگاهان از زبان مسئولان اعلام کردند:

1_ این شیلنگ نمادی از دانشگاه ست و اگر این شیلنگ خدایی نکرده از وسط حیاط کنار گذاشته بشه دانشگاه اعتبار خودشو از دست میده.

2_ این شیلنگ 24 ساعت مشغول آب دادن به درخت های وسط حیاطه آره همون درختهایی که دانشگاه رو در حول محوریت اونها ساختند.

(این نکته مد نظر داشته باشین که قدمت درختها از دانشگاه بیشتره )

3_ بابا باید یه چیزی هم باشه که دانشجویان محترم خودشون باهاش سرگرم کنند و انتقال اطلاعات داشته باشند مثل کافی نت اما چون اینجا کافی نت نداریم بچه ها از طریق همین  هم میتونن  voice chat  کنند هم انتقال اطلاعات داشته باشند.

4_ مسولان دانشگاه از وقتی که شنیدن قرار برق هم سهمیه بندی بشه زورشون میاد کولر ها رو رشن کنند و دانشجویان میتونن با آب پاشی توسط همین شیلنگ هم دیگر رو خنک کنند.

پ ن: وزیر نیرو قضیه سهمیه بندی برق رو تکذیب کرد. خواهشن یا شلنگ بلند تر بخرید یا کولرهای بالا رو روشن کنید.

5_  نکته آخر اینکه روزانه حداقل یک نفر توسط همین شیلنگ باید به زمین بخوره تا اسباب خنده داشجویان فراهم بشه.

پ ن 2: آقای دکتر ----- از بس که فداکار هستند اعلام آمادگی کرده که خودشو توسط همین شلتگ به زمین بزنه.

این همه حرف از زبان مسئولان دلسوز دانشگاه گفتیم حالا یه جمله هم از زبان دانشویان گرامی :

{این جا دانشگاه ست  نه   ط....له    جمع کنین این آشغال ها رو از وسط دانشگاه}


ایول بابا دست خوش!!

من میخوام زمین بخورم!!

چه فازی میده!!

از این فن آوری میشه برای جذب تروریست !!نه ببخشید توریست!!

برای مجتمع تفریحی گلبهار هم  استفاده کرد!!!


نوشته شده توسط شوبیر در یکشنبه 17 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ
عجب پایان ترمی!!! | من هستم! ,

عجب پایان ترمی شده!!!

نمی دونم میخوان چی رو ثابت کنند!!؟؟؟

با این اوضاع و احوال باید تکرار پایه زد!!!؟

این حرف من یکی نیست!

اکثر بچه ها حتی زرنگاشون دارن مینالن!!!

خدا عاقبت مارو به خیر کنه!!!

ترمی که توش با چند تا از خفن های دانشگاه !!! درس پاس کنی (البته اگه بشه)

 که همگی شهره خاص و عام هستند!!!


نوشته شده توسط آرماگدون در پنجشنبه 14 تیر 1386 و ساعت 09:07 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ از جلو نظام!+ منم چشم بازه!+ استاد فن آوریهای ناشناخته!+ یکی اینو از برق بکشه!+ فتیله!+ از معروفا چه خبر؟+ یه گشت بزنیم!+ بر میگردم!+ ابراز تاسف+ ببین منو!+ منو تهدید می کنی؟ ها؟+ تحریم!!!!+ ای بابا از دست شما!+ به...به...!+ یادگاری رو دیوار!

صفحات: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...